خرید بک لینک

جان کندن

پنجم تیر ۱۴۰۲

نیمه شب در تاریکی به پنجره ها نگاه میکنم. پنجره ای برای خود میخواهم. برای خویشتنِ خویش. برای تسلی. پنجره ای روشن یا پنجره ای خاموش؟ آن سوی پنجره کسی باشد یا نباشد؟ انتخاب دشواری‌ست. جانکاه. آنچه برای خود میخواهم، برای تسلی، حتی فکرش هم غیر ممکن است. انتخابش، از دست یافتن و قرار، محال تر...

برچسب: نویسنده: النا کمالی تاريخ: جمعه 9 مرداد 1405 ساعت: 17:10

درخت نیمه. آتش. سبز

بیست و یکم آذر ۱۴۰۳

هرکجا نشانی باید. هر کجا که نشانی شاید بگیری از من ، من باد خواهم بود. بر شرق و غرب و تمام جهت ها که نشانی باید. آن چنان که چهره ی زلال معابر مقدس را باران بر سر و سینه ی سرخ افسانه ی منتظران می شورد. با ریشه هایت خواهم وزید. هر کجا که نشانی شاید بگیری از من ، من نخواهم بود. زیرا که آتش برابر باد و آب برابر آتش ، نشاید. هر کجا که نشانی خواهند از تو ، آن‌چنان که چشمه ها برابر نشیب ها ، من تو خواهم بود.

* بیست و سوم آبان.

برچسب: نویسنده: النا کمالی تاريخ: جمعه 9 مرداد 1405 ساعت: 17:10

زیر بی نهایت آبی چهاردهم تیر ۱۴۰۱     گرچه هرچه در گذشته خواندهام کردم فراموشاز تو خواندن مانده با من            آه، آیا میدهی گوش... + 18:52 نويسنده منیره ابراهیمی | ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: النا کمالی تاريخ: شنبه 10 دی 1401 ساعت: 14:45

صدای ازدحام شهر

و دام تاریک آسمان

که از یک سو ستارهها را میچیند

و از سوی دیگر خاموش

نوری نیست

صداها در دام فراموشی بال بال میزنند

و آنکه می آید

کاش اهریمن آسوده از رستخیز باشد

کاش دم از بازدمم کشد

و کاش سروش عزیمت باشد..

برچسب: نویسنده: النا کمالی تاريخ: شنبه 10 دی 1401 ساعت: 14:45

به طرح سهفوریتی مرگ فکر میکنم هر شب حالا همین حالا.

برچسب: نویسنده: النا کمالی تاريخ: شنبه 10 دی 1401 ساعت: 14:45

صفحه بندی